من فکر میکردم فرانسوی ها آدم های با فرهنگی هستند!
رفته بودند بالی. دو سه روزی نبودند از دستشان راحت بودیم. دیروز که از خانه آمدم بیرون داشتم قفل دوچرخه را باز میکردم که بروم دانشگاه، همانجا رسیدند. یک سلام خشک و خالی کردند و رفتند داخل. رفتم پایین دیدم دمپایی هایم را یادم رفته عوض کنم. دوباره برگشتم بالا که کفش هایم را بپوشم صدای صحبت و خنده شان می آمد. در را که باز کردم لوییس آمد گفت چیزی یادت رفته؟ گفتم کفشهایم! بعد رفت دوباره برگشت یک چیزی گفت متوجه نشدم. گفتم دوباره بگوید دوباره گفت فهمیدم میگوید لباس هایمان که شسته ایم و آویزان کرده ایم خشک شده اند. گفتم خودم میدانم و نو پرابلم! بعد چند لحظه صبر کرد و انگار من حرفش را نفهمیده باشم رفت! بعدش که رفتم دانشگاه به میم جیم گفتم گفت شاید منظورش این بوده که میخواهند لباس هایشان را بشورند و ما لباس های خشک شده مان را جمع کنیم. گفتم من به این هم فکر کردم اما آنجا هنوز یک عالمه جا هست برای لباس. مگر چقدر لباس دارند؟ برگشتیم دیدم همه ی لباس ها را جمع کرده اند گذاشته اند روی میز! رفتم ببینم مگر چقدر لباس داشته اند که آنهمه جای خالی کفاف نداده و مجبور شده اند لباس های ما را بردارند دیدم فقط یک ردیف از چهار پنج ردیف میله را لباس گذاشته اند. تازه چوب لباسی های ما را هم برداشته بودند. خب این کارشان واقعا جالب نبود.
بعدش هم امروز رفتم دستشویی میبینم دستمال و پلاستیک و ... ریخته اند. دوباره دستشویی را به گند کشیدند. واقعا عایا این کار خوبیست؟ من هیچ وقت نمیدانستم که فرانسوی ها آدم های کثیف و بی مبالاتی هستند!
انشالله همیشه به سفر باشند!!!
- ۹۳/۰۶/۲۶
- ۶۶۳ نمایش